عمه و خاله شدن هم زمان مامانی!
عروسکهای قشنگم،بعد از تقریبا سه سال خدا یه نی نی کوچولو به زن دائی معصومه و دائی مهدی داده که انشااله تا آبان ماه به دنیا میاد و بالاخره منم عمه میشم
.و بعد از حدود هفت سال خدا یه نی نی هم به خاله مهتاب و عمو عبداله داده که انشاله اون هم آذر ماه چشماشو رو به دنیای ما باز میکنه و من بعد از هفت سال بالاخره خاله میشم.
الهی من فدای دوتاتون بشم .از صمیم قلبم براتون آرزوی سلامتی میکنم.
این وسط کلی خوش به حال ثمین میشه چون هم با امیرعلی میتونه همبازی باشه هم با بچه های دائی مهدی و خاله مهتاب.چه آتیشی بسوزونن وقتیکه دور هم جمع بشن!.gif)
راستی من برای امیرعلی یه وبلاگ ساختم تا مامان و باباش خاطراتش رو بنویسن.از دوستای گلم دعوت میکنم که بهش سر بزنید.میسی
![]()

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



عمه و خاله شدن هم زمان مامانی!
